+ انفاق کنيد پيش از آنکه مرگ شما فرا رسد.

وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
منافقون(10)
از آنچه روزي شما کرديم در راه خدا انفاق کنيد، پيش از آنکه مرگ بر يکي از شما فرا رسد در آنحال (به حسرت) بگويد: پروردگارا! اجل مرا اندکي تأخير انداز تا صدقه و احسان بسيار کنم و از نکو کاران شوم
نوشته شده توسط : مهدي
+ آغاز ناز و کرشمه هاي انتخاباتي
آغاز ناز و کرشمه هاي انتخاباتي
1. در حکايت آمده است روزي يک جوان روستايي و محروم که براي انجام خدمت سربازي به پادگاني اعزام شده بود، در چند روز اول سخت دچار ترديد بود که فرار کند يا به خدمت ادامه دهد؛ شب هنگامي که چند ساعت بر سر پست ميايستاد با خود ميگفت: فردا فرار ميکنم؛ ولي صبح که بر سر ميز صبحانه مينشست، تصميم بر ماندن ميگرفت. پس از صبحانه که براي تمرينهاي سخت برده ميشد به فکر فرار ميافتاد؛ اما بر سر سفره ناهار، ماندن را بر فرار ترجيح ميداد! بالاخره چند روزي گذشت و او در حال ترديد به سر ميبرد؛ ميمانم، فرار ميکنم، ميمانم... . اين سرباز در عالم خيال خود چنين ميپنداشت که همه در يک نوع ترديد به سر ميبرند! از اينرو، هنگامي که براي تمرين به ميدان پادگان برده شده بود و فرمانده به سربازها دستور بشين و پاشو ميداد، اين سرباز تصور کرد که فرمانده هم مثل او دچار ترديد شده و نمي تواند تصميم بگيرد؛ به همين سبب با صداي بلند گفت: آقاي فرمانده! لطفا تصميم خودتان را بگيريد که ما بنشينيم يا پا شويم؟!
2- در اين روزها باز موضوع آمدن و نيامدن برخي افراد براي رياست جمهوري مطرح شده و ظاهرا قرار است يک سال باقيمانده تا انتخابات، اين آقايان در ترديد بمانند تا به عنوان يک مساله همواره در اذهان زنده بمانند. آقاي خاتمي در دور دوم رياست جمهوري اش که به دليل سياستهاي غلط فرهنگي و اقتصادي به شدت نگران راي نياوردن بود، از همين تاکتيک «ترديد» استفاده کرد. روزنامه هاي جريان مدعي اصلاحطلبي هم مدام تيتر خود را به آمدن و نيامدن وي اختصاص ميدادند. يکي مي نوشت «او مي آيد» و ديگري تيتر ميزد «نمي آيد». او نيز هيچگاه به صورت شفاف موضع خودش را بيان نميکرد. اين فرآيند تا زمان ثبت نام ادامه يافت و سرانجام با حضور در وزارت کشور و گريه سياسي در برابر دوربينهاي يک فيلم ساز ماهر ترديدش بر طرف شد. او بدينوسيله توانست براي بار دوم به رياست جمهوري انتخاب شود و در مجموعه کاخ سعدآباد باقي بماند. تاکتيک ترديد به عنوان يک الگوي موفق! در انتخابات نهم نيز محور کار يکي از نامزدهاي مشهور قرار گرفت و همان پروژه مو به مو اجرا شد! او امّا سر انجام پس از يک سال کش و قوس سياسي و به کارگيري تاکتيک ترديد در روز 23/2/84 به وزارت کشور رفت و ثبت نام کرد. جالب اين که اين نامزد پس از ثبت نام هم ترديد يک ساله اش را به فيلم کشيد، در آن فيلم تبليغاتي او بر خلاف نهي همسر و فرزندانش، براي نجات کشور از پل ترديد گذشت و تصميم بر ماندن گرفت! ولي از آن جايي که اين تاکتيک، تکراري بود، به رغم تبليغات گسترده، مورد اقبال قرار نگرفت. در نتيجه شاهين محبت بر شانه مردي نشست که بدون ترديد و بي هيچ منتي بر مردم، شفاف و بي پرده مي گفت: ما براي نوکري مردم آمده ايم، ما مي توانيم و... .
3- اين روزها جريان مدعي اصلاحطلبي تصميم دارد با همان تاکتيک وارد عرصه شود؛ از اين رو مدتي است سخن از آمدن و نيامدن فرد خاصي ميکنند و چه بسا مي خواهند اين فرآيند را ادامه دهند و تصور ميکنند با تيتردهي روزنامه ها ميتوان بار ديگر فضاسازي کرد و به نتيجه مطلوب رسيد؛ غافل از آن که گفتمان جامعه تغيير کرده و مردم از ديدن فيلم تکراري خسته شده اند. آنها ديگر سياست ناز و کرشمه را نمي پسندند، آن هم از سوي کسي که در دوران 8 سال رياست اش بحرانهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي شدت گرفت و شاهد پيشرفت چنداني در عرصه سياست خارجي، فناوري هسته اي و ديگر عرصه ها نبوديم! امروز ملت ايران به گفتماني روي خوش نشان ميدهند که قاطع، شفاف و صادقانه باشد. اگر سيد حسن نصرالله مرد سال و محبوبترين چهره جهان عرب ميشود، درست به همين دليل است. اگر ميگويد سمير قنطار به زودي آزاد ميشود به وعدهاش عمل مي کند و اگر ميگويد اسرائيل از خانه عنکبوت سست تر است و در برابر مقاومت حزب الله مجبور به عقب نشيني و شکست خواهد شد، در همين راستا است. دکتر احمدي نژاد نيز با همين گفتمان وارد عرصه شد و امروز با همان ادبيات شفاف «هم با ملت سخن مي گويد و هم با دشمنان ملت» و آقاي عبدي چه خوب تشخيص داده است که مي نويسد: «آيا هنوز فکر مي کنند اگر يک نامزد داشتيد موضوع بهتر مي داشتند؟ از نظر من حتي اگر يک نامزد مي داشتند، هيچ تاثيري بر سرنوشتشان نداشت و اين خطا را اين بار هم در حال تکرار هستند و مشکل انتخابات را به يک موضوع فني و تاکتيکي تقليل ميدهند...»(1)
اين گونه به نظر ميرسد که به سان همان سرباز سربازخانه، ترديد در پادگان اصلاحات وجود دارد و مردم نيز خارج از پادگانند. مدعيان اصلاحات همانند انتخابات هاي گذشته باز هم مشمول آيه «ذرهم في خوضهم يلعبون» خواهند بود و ملت راهي را برخواهد گزيد که همه ابعاد آن برايشان آشکار باشد؛ نه اين که در ظاهر، سخن از اصلاحات، پيشرفت، مردم و... به ميان آيد ولي در واقع مردم را در حد کساني که لياقتشان صفکشيدن براي سم موش است! تقليل داده، به جاي پيشرفت در موضوع فناوري هسته اي، متوقف شوند و در ديپلماسي به جاي عزت و اقتدار، فرار و ذلت و تسليم و سازش در دستور کار قرار گيرد و به جاي اصلاح انحرافات، خط انحراف را با تابلوي اصلاحات در کشور نهادينه نمايند.
پينوشت
1- شهروندامروز، 30 تير 87، ص 67
حجت الاسلام قاسم روانبخش – دبير سياسي هفته نامه پرتوسخن
نوشته شده توسط : مهدي



سوم شعبان المعظم روز ولادت
حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام
و روز پاسدار

چهارم شعبان المعظم ولادت علمدار کربلا
حضرت اباالفضل العباس (س)
و روز جانباز

پنجم شعبان المعظم روز ولادت سيدالساجدين امام علي بن الحسين عليه السلام
بر بقيه الله الاعظم(روحي و ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) و بزرگ جانباز انقلاب اسلامي فرمانده معظم کل قوا
امام خامنهاي (روحي فداه)
و سپاهيان و جانبازان سرافراز انقلاب
و فداييان ولايت مبارک



نوشته شده توسط : مهدي
شهيد دکتر سيد حسن آيت
نماينده مردم تهران
سال و محل تولد: سال 1317 در نجف آباد
ميزان تحصيلات حوزه: خارج فقه و اصول
ميزان تحصيلات جديد: فوق ليسانس علوم اجتماعي – ليسانس حقوق، ادبيات و روزنامهنگاري
مشاغل قبل از پيروزي انقلاب: تدريس در دبيرستان و دانشگاه
مشاغل بعد از پيروزي انقلاب: تدريس در دبيرستان و دانشگاه – نمايندگي مجلس خبرگان – نمايندگي مجلس شوراي اسلامي
تاليف و ترجمه: مقالات تاريخي، اعتقادي و سياسي
نام و شغل پدر: سيدمحمدرضا – کشاورز
تاريخ و محل شهادت: تهران - 14/5/1360

دکتر سيد حسن آيت در سوم تيرماه سال 1317 در شهرستان نجف آباد اصفهان ديده به جهان گشود و در خانوادهاي روستايي و مذهبي پرورش يافت. او پس از گذراندن دوران دبستان و دبيرستان، در نجف آباد تحصيلات عاليه خود را در رشتههاي علوم اجتماعي، حقوق، ادبيات، جامعه شناسي و روزنامهنگاري در تهران به اتمام رساند و همزمان با کسب علم و دانش در دانشگاه، دروس حوزوي را نيز آموخت و به زبانهاي عربي، انگليسي و فرانسه تسلط کامل داشت. او در مبارزات نهضت ملي شدن صنعت نفت تلاش زيادي نمود و پس از کودتاي ننگين 28 مرداد مصممتر از پيش به مبارزه خود ادامه داد. وي در سال 1340 با کمک دوستانش اقدام به ايجاد تشکيلات سياسي- نظامي نمود که اين گروه با نفوذ در ارگانهاي رژيم پهلوي به ويژه گارد جاويدان و ارتش مخصوصا نيروهايي دريايي آن، شاخههاي مخفي تشکيل داد که در پيروزي انقلاب اسلامي خدمات ارزندهاي ارايه کردند. وي با آغاز نهضت اسلامي به خاطر چاپ و نشر اعلاميه توسط ساواک دستگير و زنداني شد. ايشان در حوزه علميه قم، دانشگاههاي مختلف تهران و مدارس عالي قم، اراک و لاهيجان به تدريس پرداخته و اذهان دانشجويان را بيدار ساخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي علاوه بر کار تدريس، نمايندگي مردم نجف آباد را در مجلس خبرگان به عهده گرفت و با عضويت در هيات رييسه نقش اساسي در تصويب اصل ولايت فقيه ايفا کرد. سپس از طرف مردم تهران به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب گرديد. دکتر آيت از همان ابتدا عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي ايران شد و با انجام تحقيقاتي در جهت شناساندن غرب گرايان فعاليت بسيار نمود. چون اصل مهم در زندگي او اسلام و انقلاب بود به همين خاطر در اين راه از هيچ تهديد و ارعابي نهراسيد و در اعتقاد خود استوار بود.
دکتر سيد حسن آيت در مورد رجال سياسي و تاريخي معاصر ايران شناخت کاملي داشت به گونهاي که اگر کسي به ايشان معرفي ميشد بلافاصله سوابق فعاليتهايش در دورههاي مجلس، موضعگيريها، کتابهاي نوشته شده، عضويت گروهها و تمام جزئيات زندگي او را بيان ميکرد. دوستان به علت حضورش در نهضت ملي شدن صنعت نفت و مطالعه تمام روزنامههاي موافق و مخالف که قبل از سيام تيرماه 1320 به بعد منتشر شده بود، از او به عنوان دائرهالمعارف رجال ايران ياد ميکردند و اين نشانگر مطالعه بسيار عميق او در تاريخ معاصر ايران و حضور ذهن قوي وي بود. به همين دليل انديشهاش هميشه جلوتر از زمان حرکت ميکرد و آيندهنگر بود و نسبت به عملکرد افراد هشدار ميداد. ايشان قبل از نامزدي رياست جمهوري بنيصدر در نطقي که در مجلس در مورد قانون اساسي ايراد کرد، گفت: «آنهايي که قانون اساسي را قبول ندارند و آنهايي که رييس جمهوري را مترسک، در روزنامه قلمداد ميکنند، همينجا خود را کانديد رياست جمهوري خواهند کرد.» پيشبيني او بر اساس شناخت بود و اعتقاد داشت که جلوتر حرکت نميکند بلکه کوشش مينمايد تا زمينه لازم را براي بيان رهنمودهاي امام به وجود بياورد.(1)
يقين عاملي بود تا سيد حسن بر امري که حق بود اصرار کند، برايش مهم نبود چه تعدادي از وي حمايت ميکنند يا مخالف او هستند. مقصودش بالا بردن سطح آگاهي جامعه و جلوگيري از به وجود آمدن جو مناسب براي دشمن جهت خدشهدار کردن چهره اصيل اين انقلاب بود به همين خاطر هميشه تذکر ميداد که بايد هوشيار باشيم تا نقشههاي دشمنان عملي نشود و اين درايت ايشان هنگامي که به عنوان يکي از اعضاي اصلي مجلس خبرگان کار خود را آغاز نمود به زيبايي نمايان شد. دکتر آيت در دفاع از ولايت ميگفت: «ما ولايت فقيه را بايد مثل سدي در مقابل نفوذ غربگرايي در کشور به وجود بياوريم.» وي با نگرش خاصي مسأله فرماندهي کل قوا را جزو اختيارات ولي فقيه پيشنهاد کرد که همين امر نقش به سزايي در سرنوشت انقلاب ما داشت. او در اين رابطه سخنرانيهاي زيادي در مجلس خبرگان در حضور بنيصدر و گروه مخالف انجام داد که هنوز سخنانش شاهد صادق حمايت مخلصانه او از ولايت فقيه است.
دکتر سيد حسن آيت هميشه با مسايل اصولي برخورد ميکرد، هيچگاه غير منطقي نبود و ميکوشيد مشکلات به صورت شخصي مطرح نشود و اگر با شخصي مخالفت داشت آن را مخالف دو جريان يا دو خط فکري ميدانست. از آنجايي که دکتر آيت شناخت کاملي از بنيصدر داشت و درصدد افشاي چهره پنهان او بود، بنيصدر نيز تلاش ميکرد تا او را به طرف خودش جذب کند و بين وي و حزب جمهوري اسلامي فاصله ايجاد نمايد ولي دکتر آيت استوار ايستاد و گفت: «من تو را قبول ندارم و در خط اصيل اسلام نميبينم و معتقدم روش تو با روش ولايت فقيه هماهنگي ندارد ... مطمئن باش که هر گونه انحرافي از تو ببينم به عنوان اولين نفر، انتقاد خواهم کرد.»
سرانجام دشمنان اسلام و منافقين کوردل که او را در راه هدفش شکست ناپذير يافتند در صبح چهاردهم مرداد ماه 1360 همزمان با چهلمين روز شهادت يارانش در حزب جمهوري وي را در جلوي منزلش مورد آماج تيرهاي کين قرار داده و فيض عظماي شهادت را نصيبش ساختند. فرزند ايشان در باره آن روز مي گويد:
پدرم چند روز قبل از حادثه از طرف هواداران مجاهدين خلق بوسيله تلفن مورد تهديد قرار گرفت. ما با نگراني به ايشان تذکر داديم و او هميشه در جواب ميگفت: «مرگ حق است و شهادت آرزوي ماست.» صبح روز 14 مرداد ماه سال 1360 پدر همچون روزهاي قبل از خانه بيرون رفت. يکي از محافظين در حال بستن در ورودي منزل بود که يک بنز شيري رنگ با سه سرنشين مسلح به آرامي از طرف ميدان 48 نارمک وارد کوچه شد و با شليک يکي از آنها، پدرم بلافاصله به شهادت رسيد و محافظان ايشان موفق به هيچگونه عکس العملي نشدند و مهاجمين با به رگبار بستن ماشين با سرعت از طرف ديگر کوچه به سمت خيابان سي متري نارمک گريختند. محافظان ايشان را که مجروح شده بودند به بيمارستان 17 شهريور انتقال دادند و پيکر مطهر و غرق به خون پدر را نيز به بيمارستان رويال تهران بردند. ساعت 11 صبح روز بعد پيکر پاکش به همراه تعدادي از برادران پاسدار که در جبهههاي حق بر عليه باطل و درگيريهاي داخلي با منافقين به شهادت رسيده بودند از مقابل مجلس شوراي اسلامي بر دوش ملت شهيدپرور و در بدرقه چشمها تشييع شد.
____________________
1- دکتر عبدالله جاسبي
نوشته شده توسط : مهدي
+ عقبه کارشناسي دولت عدالت محور

عقبه کارشناسي دولت نهم ضعيف نيست!
يک نکته که من در خلال اظهارات شما دوستان دانشجو ديدم، اين است که گويا اينگونه تصور ميشود که عقبهي کارشناسي دولت نهم، عقبهي ضعيفي است يا اصلاً چنين عقبهاي وجود ندارد! من که هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايش هاي مختلف از جريانهاي مختلف کشور مرور ميکنم و ميبينم، اين، عيناً يکي از همان نقاطي است که جريآنهاي مخالف با اين دولت مورد تأکيدشان است. ما تصور ميکرديم که اينگونه اظهارات و شايعهپراکنيها خيلي تأثير ندارد، اما حالا ميبينيم نه، بيتأثير هم نبوده است! يعني شما که دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميکنيد که دولت، عقبهي کارشناسي ندارد! نميشود چنين قضاوتي بکنيد، اينطور نيست. يا مثلاً در اظهارات شما بود که: تغييراتي که در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنهي اجرايي، تغيير ايجاد ميشود! اينگونه نيست. خوب، دولتهاي متعدد و پيدرپياي با من سروکار داشتهاند و من با آنها کار کردهام؛ نوع کارشان، نوع تحرکشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديدهام؛ اين ايرادي که تقريباً يکي از سرلوحههاي مخالفان - حالا مخالفان مذاقي، سياسي و هر چه هست - با اين دولت هست و مطرح ميکنند، من به هيچوجه تأييد نميکنم؛ اينطوري نيست. البته تغيير و تبديلهايي در همهي دولتها شده است؛ در بعضي دولتها بيشتر و در بعضي کمتر. و اين دولت نهم، جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميقتر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامهاي و اينها را خيليترتيب اثر ندهيد.
(ديدار با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشکلهاي مختلف دانشجويي 25/ 07/ 85)
دولت با فکر کار ميکند
در مجموعهي کساني هم که امروز در دولت و قوهي مجريه مشغول فعاليت هستند، انسان مشاهده ميکند که ذهنهاي باز، فعال و نگاههاي عالمانه در بين آنها زياد است. علاوه بر آنچه که انسان در نشانههاي کاري آنها ميتواند ببيند، در گزارشهاي رسمي و اطلاعاتي و ديدارهايي که ما با بعضي از وزراي محترم داريم، انسان دارد مشاهده ميکند و ميبيند ذهنيت منطقي، متکي به نگاه علمي و دور از مسامحهکاري در محاسبه وجود دارد. الان، برنامهها اينطور است. دارند فکر ميکنند، کار ميکنند، بررسي ميکنند و بيوقفه اقدام ميکنند و حرکت ميکنند؛ اين خيلي مغتنم است. يک مجموعهي جوان، پُرنشاط و تازهنفس وارد ميدان شدهاند و دارند خوب کار ميکنند. من ميشنوم و ميبينم تبليغاتي را که از اطراف - عمدتاً هم از مخالفان خارج از کشور و مخالفان اصل نظام - عليه جهتگيريهاي کنوني وجود دارد، اين جلو چشم ماست؛ ما همهي اين خبرها را ميبينيم، ميشنويم و ميفهميم که آماج اين تبليغات، چه کساني هستند و ذهن چه کساني را ميخواهند از واقعيتها منحرف کنند. واقعيت اين است که عرض کرديم؛ در همهي زمينهها به معناي حقيقي کلمه دارد کار انجام ميگيرد؛ آن هم کار خوب. خب، اثرش هم اين بوده است که در مردم - بخصوص در جوانان - حقيقتاً نشاطي به وجود آمده است؛ نشاط کار، اميد و نگاه به آينده؛ اين را هم انسان از مراجعات مردم و از اطلاعاتي که انسان دارد، ميفهمد و لمس ميکند.
خوشبختانه چه در زمينهي مسائل اخلاقي جامعه، چه در زمينهي مسائل فرهنگي و چه در زمينهي مسائل اداري، مسئولان بيتفاوت نيستند؛ عيب و بيماري را احساس ميکنند، در مورد آن فکر هم ميکنند و به دنبال علاجش هم هستند و به نتايجي هم ميرسند. البته ممکن است بعضي از اين نتايج درست باشد، بعضي غلط باشد؛ بعضي از راهکارها مؤثر باشد، بعضي مؤثر نباشد؛ اينها هميشه در همهي کارها محتمل است. بالاخره انسان تا به آنجا برسد، کار دشواري پيش رو دارد.
(ديدار با خبرگان منتخب ملت 09/ 06/ 85)
کارها همه جانبه و توام با حکمت انجام مي شود
کاري که در کشور چه در چالش بينالملليِ مربوط به کار هستهيي، چه در خود کار هستهيي دارد انجام ميگيرد، کاري است که با حکمت و مشورت دارد انجام ميگيرد؛ اين را ملت ايران بدانند. گاهي اظهار نگراني ميشود که نبادا کارِ غيرمدبرانهيي انجام بگيرد؛ نبادا تصميمات فردي گرفته بشود؛ نه، قضيه اينجور نيست. خوشبختانه مسؤولان کشور در اين مسأله همرأي و همفکرند؛ کار با مشورت، با تدبير - از اول و در اين دو سال و اندي هم همينجور بوده است - و با فکر جمعي انجام گرفته است و پيشرفت کردهايم. بعد از اين هم همينجور خواهد بود. افرادي مردم را نترسانند که ممکن است کار بيمشورت باشد، عجولانه باشد؛ نه، نخير؛ کار دارد درست با حکمت و همه جانبه، با توجه به جوانب گوناگون، پيش ميرود.
(خطبههاي نماز جمعهي تهران 29/ 07/ 84)
در خانه اگر کس است، يک لامپ! نه! ببخشيد، اشتباه شد!، يک حرف بس است!
حالا که اين طور شد در مصرف برق هم صرفه جويي کنيد!
هرگز نشه فراموش، لامپ اضافي خاموش!!
نوشته شده توسط : مهدي

"فرياد برائت ما، فرياد امتي است که همه کفر و استکبار بمرگ او در کمين نشسته اند و همه تيرها و کمان ها و نيزه ها به طرف قرآن و عترت عظيم نشانه رفته اند و هيهات که امت محمد (ص) و سيراب شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند و هيهات که خميني در برابر تجاوز ديوسيرتان و مشرکان و کافران به حريم قرآن کريم و عترت رسول خدا و امت محمد (ص) و پيروان ابراهيم حنيف ساکت و آرام بماند و يا نظاره گر صحنه هاي ذلت و حقارت مسلمانان باشد.
من خون و جان نا قابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم. قدرتها و ابر قدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خميني يکه و تنها بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستي است ادامه مي دهد و بياري خدا در کنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه هاي مغضوب ديکتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهان خوارگان و سر سپردگاني که به ستم و ظلم خويشتن اصرار مي نمايند سلب خواهد کرد."
فرياد برائت، پيام به حجاج بيت الله الحرام، ذيحجه 1407 - مرداد 1366، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ص 13-14
لبيک يا روح الله
مرگ بر آمريکا
نوشته شده توسط : مهدي
نامزد اصلاحطلبان کيست؟
کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات آينده رياست جمهوري کيست؟ آيا مدعيان اصلاحات با يک نامزد مشترک در انتخابات پيش روي شرکت مي کنند؟ اگر پاسخ اين سؤال منفي است، چه اميدي به پيروزي و يا دستکم، کسب آراء قابل ارائه در مقياسي که پشتوانه حضور يک گروه سياسي تلقي شود، دارند؟ و اگر پاسخ مثبت است، چگونه و با چه فرمولي از اختلاف نظرهاي فراوان خود براي رسيدن به يک نامزد مشترک دست مي کشند؟ و بالاخره، آيا رويکرد برخي از گروه هاي مدعي اصلاحات به افرادي نظير حسن روحاني، عبدالله نوري، عارف، نجفي و... برخاسته از تصميم نهايي آنهاست و يا اين نامزدهاي احتمالي بي آن که خود بدانند و يا بخواهند، جاده صاف کن نامزد مشترک و در سايه مدعيان اصلاحات هستند؟!
اين روزها، بازار انتخابات آينده در اردوگاه مدعيان اصلاحات، اگرچه شلوغ و پر رفت و آمد است و اظهارنظرهاي متفاوت و گاه متناقض گروه هاي حاضر در اين جبهه به نمايش «حرف توحرف» شبيه است ولي نگاهي دقيق تر به اين بازار شلوغ ترديدي باقي نمي گذارد.
سردمداران جبهه اصلاحات اصرار دارند در هياهوي اظهارنظرهاي متناقض و متفاوت، پروژه اي را که از مدت ها قبل براي ورود به انتخابات آينده رياست جمهوري کليد زده اند، از نگاه اين و آن پنهان کنند تا به توصيه يادداشت نويس ديروز روزنامه کارگزاران «اگر قرار است در انتخابات آتي حضور فعال داشته باشيم، با مهره هاي سوخته وارد رقابت نشويم»... اين پروژه چيست؟... بخوانيد؛
1- در اين پروژه- آنگونه که شرح آن خواهد آمد- ائتلاف روي «يک نقطه» شکل مي گيرد نه روي «يک خط»، چرا که هرچه محور ائتلاف گسترده تر باشد، دامنه ائتلاف محدودتر خواهد بود. بنابراين، چنانچه يک خط- شامل چند نقطه- به عنوان محور ائتلاف انتخاب شود، احتمال آن که برخي از نقاط اين خط، مورد توافق همه گروه ها و جريانات ائتلاف کننده نباشد، قوت بيشتري دارد. از اين روي در پروژه ياد شده «يک نقطه» که مورد توافق تمامي گروه هاي مدعي اصلاحات است به عنوان محور ائتلاف انتخاب شده است. روي اين «نقطه» دقيقاً - شما بخوانيد تصادفاً و به طور اتفاقي!- در دو اردوگاه ديگر، يعني طيف گروه ها و جريانات مخالف نظام و محافل سياسي و اطلاعاتي بيگانه نيز اتفاق نظر کامل وجود دارد. اين نقطه «مخالفت با اصولگرايان» است.
2- اما، تجربه 6 سال گذشته و مخصوصاً دو انتخابات دولت نهم و مجلس هشتم به ساکنان هر سه اردوگاه يعني اصلاح طلبان، گروه هاي مخالف نظام و دشمنان تابلودار بيروني آموخته است که ائتلاف روي «مخالفت با اصولگرايان» نمي تواند کارساز باشد، چرا که اين نقطه در انتخابات گذشته نيز به عنوان محور ائتلاف به کار گرفته شده و نتيجه دلخواه سه اردوگاه ياد شده را درپي نداشته است. به عنوان مثال در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم، تمامي سه اردوگاه مورد اشاره با همه توان داخلي و خارجي خود به حمايت از يک کانديدا- که براي برخي از آنان چندان هم مطلوب نبود- برخاستند ولي نتيجه کاملاً معکوس بود. و يا در انتخابات مجلس هشتم، باز هم سه طيف ياد شده همه توان خود را روي يک ليست انتخاباتي متمرکز کردند ولي هيچيک از نامزدهاي اين فهرست به پله هاي زير ليست 30نفره تهران نيز نرسيدند، تا آنجا که در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم، آقاي خاتمي که در مرحله اول از فهرست نامزدهاي مدعيان اصلاحات حمايت کرده بود، ترجيح داد از اين حمايت آشکار چشم پوشي کند و....
اکنون سؤال اين است که با وجود چند آزمون ناموفق در ائتلاف روي «مخالفت با اصولگرايان» چرا مدعيان اصلاحات بار ديگر در پروژه جديد روي همين نقطه به عنوان محور ائتلاف تکيه کرده اند؟
3- شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد که اين بار مدعيان اصلاحات و حاميان آنها در دو اردوگاه ديگر، محور ائتلاف را از «مخالفت با اصولگرايان» به «مخالفت با دولت نهم» تغيير داده اند. با اين اميد- بخوانيد توهم- که دامنه ائتلاف برخي از اصولگرايان منتقد دولت نهم را نيز شامل شود!
آقاي کرباسچي، دبيرکل حزب کارگزاران در گفت وگو با سايت باران - متعلق به آقاي خاتمي- درباره استراتژي جديد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري آينده مي گويد «در شرايط کنوني که ما نسبت به دولت نهم، چه شخص رئيس جمهور و چه نيروهاي اجرايي و همراهان ايشان منتقد هستيم... بايد کاري کنيم که اين شکل رفتار و سلايق از کشور و قوه مجريه حذف شود» کرباسچي در ادامه تاکيد مي کند «اگر چنين شعور و اراده اي در گروه هاي سياسي اصلاح طلب و اصولگرا تقويت شود و اين وحدت ملي شکل بگيرد، اولين مانع پيشرفت کشور و جريانات سياسي رفع خواهد شد»!
ارزيابي اين برداشت که منتقدان(فرضي اصولگرايان) به ائتلاف اصلاح طلبان خواهند پيوست چيزي بيشتر از يک توهم نيست و به بحث جداگانه اي نياز دارد اما در اين محدوده فقط مي توان گفت؛ اصلي ترين مشخصه يک اصولگرا، داشتن مرزبندي مشخص با مخالفان اصولگرايي است، بنابراين اگر- بر فرض هم- افراد اندکي پيدا شوند که با تابلوي اصولگرايي درپي ائتلاف با مدعيان اصلاحات باشند، بلافاصله پس از ورود به اين ائتلاف، از حلقه اصولگرايي و اصولگرايان خارج مي شوند و اين نکته به اندازه اي بديهي است که نيازي به توضيح بيشتر ندارد.
4- با توجه به پروژه ياد شده که اطلاعات دقيقي از طراحي و کليد خوردن آن وجود دارد، بديهي است که جبهه مدعيان اصلاحات نمي توانند با چند کانديدا وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي شوند، چرا که حضور نامزدهاي مختلف به مفهوم شکست قطعي ائتلاف است و علاوه بر اخبار موثق، ساختار پروژه نيز با «تک نامزدي» انطباق دارد. بر اين اساس با قاطعيت و بدون کمترين ترديدي مي توان گفت که معرفي نامزدهاي مختلف از سوي احزاب و گروه هاي مدعي اصلاحات فقط يک «ترفند» و عمليات فريب است و درباره کساني که تاکنون معرفي شده اند، دو احتمال وجود دارد و احتمال سومي در ميان نيست.
اولاً؛ آن که تمامي آنها- دانسته يا ندانسته- جاده صاف کن نامزد اصلي هستند. اگرچه برخي از آنان، با ساده لوحي، خود را نامزد فلان گروه تصور کرده و با خوش خيالي درپي جلب نظر ساير گروه هاي مدعي اصلاحات و يا افرادي از طيف اصولگرايان هستند!
و دوم؛ آن که فقط يکي از آنها نامزد اصلي است و بقيه- با عرض پوزش- «سرکاري» هستند.
البته در اين ميان به نظر مي رسد آقاي عبدالله نوري، کمي تا قسمتي باهوش تر از ساير نامزدهاي «سرکاري» است و احتمالاً بويي از طرح فريب به مشامش رسيده است، چرا که ديروز، پذيرش نامزدي خود براي رياست جمهوري آينده را مشروط به دو شرط کرد؛ پيش شرط اول آن که تمام اصلاح طلبان درباره رياست جمهوري وي به اجماع برسند! و پيش شرط دوم اين که؛ دوم خردادي ها متعهد شوند در صورت رد صلاحيت وي از سوي شوراي نگهبان، هيچ کانديداي ديگري معرفي نکنند!
اگرچه آقاي عبدالله نوري براي نامزد شدن خود قيمتي تعيين کرده است که مي داند خريداري نداشته و در نهايت اين «متاع» روي دست خودش باقي مي ماند، ولي تا همين اندازه هوشياري نيز قابل تقدير است.
5- اکنون جاي پرداختن به اين پرسش است که نامزد اصلي مدعيان اصلاحات کيست؟! در پاسخ به اين سؤال مي توان با قاطعيت گفت که نامزد اصلي آنان آقاي سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق است و سؤال بعدي آن است که مدعيان اصلاحات تا چه اندازه به موفقيت وي اميدوارند؟ دقيقاً در همين نقطه است که اهداف پروژه ياد شده به دو بخش تقسيم مي شود.
اول؛ موفقيت آقاي خاتمي که در اين صورت، مدعيان اصلاحات و دو جبهه ديگر يعني گروه هاي مخالف نظام و محافل خارجي به مقصود خود رسيده اند. همين جا بايد متذکر شد که آقاي خاتمي حداقل به اين علت که به قول خودش در دوران رياست جمهوري «فقط يک تدارکچي» بوده است و جريان امور در دست کساني بود که باز هم به قول خود ايشان خواسته دشمنان اسلام و انقلاب را دنبال مي کردند و.... مي تواند گزينه مطلوبي براي دشمنان بيروني باشد، حتي اگر خود ايشان هم نخواهد- که البته نمي خواهد- ولي مي شود!
دوم؛ هدف بعدي که در اين پروژه دو پله اي تعريف شده است با موفقيت آقاي خاتمي رقم نمي خورد، بلکه مدعيان اصلاحات اميدوارند، آقاي خاتمي آراء پراکنده هواداران را يکجا و در يک نقطه جمع کند. در اين حالت، اگرچه نامزد آنها پيروز نشده است ولي مي توانند آراء جمع شده براي آقاي خاتمي را به حساب پشتوانه سياسي خود نوشته و در چهره يک اقليت با نفوذ مطرح شوند.
6- و اما، چرا مدعيان اصلاحات از اعلام نظر قطعي و نهايي خود که اجماع روي نامزدي آقاي خاتمي است طفره مي روند و ايشان را فقط به عنوان يکي از چند نامزد مورد نظر معرفي مي کنند؟! در اين باره اشاره به چند نکته ضروري است.
الف: پيشگيري از روشنگري اصولگرايان و دلسوزان نظام درباره مواضع و عملکرد آقاي خاتمي که چه در دوران رياست جمهوري و چه پس از آن نکات درخور نقد فراواني دارد. اقدام ديروز روزنامه کارگزاران در راستاي همين سياست قابل ارزيابي است. اين روزنامه با وجود آن که بارها به صراحت اعلام کرده بود خاتمي نامزد آنها نيست، وقتي حزب مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب به نامزدي آقاي خاتمي اشاره کردند درسرمقاله شماره ديروز خود، نه فقط نامزدي ايشان را رد نکرد، بلکه خطاب به دو گروه ياد شده نوشت؛ «لطفاً عجله نکنيد! ... اگر قرار است در انتخابات آتي حضور فعال داشت، نبايد در آن هنگام با مهره هاي زخمي وارد رقابت شد»!
ب: و اما؛ مطابق برخي از اخبار موثق آقاي خاتمي براي اعلام صريح نامزدي خود با دو نگراني جدي روبروست.
اولين نگراني آقاي خاتمي رد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان است. اين نگراني از آنجا ناشي مي شود که متأسفانه برخي از عملکردها و مواضع آقاي خاتمي مخصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري ايشان و در سفر به آمريکا و چند کشور اروپايي، با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره اي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت آشکار داشته است و اين موارد از نگاه قانون مي تواند رد صلاحيت ايشان براي نشستن بر کرسي رياست جمهوري را درپي داشته باشد و گفتني است که مطابق قوانين جاري افراد زيادي با کمتر از اين موارد رد صلاحيت شده و مي شوند.
و دومين نگراني ايشان به رويکرد منفي مردم نسبت به جبهه اصلاحات مربوط مي شود. جبهه اي که آقاي خاتمي رهبري آن را برعهده داشت و طي 6 سال گذشته بارها از سوي مردم طرد و نفي شده است.
کيهان - حسين شريعتمداري
نوشته شده توسط : مهدي
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ